My world is ashen

_اين پنجره ي خاكستري رو باز كن

_خب... باز كردم

 اما همه جا بازم خاكستريه

_اون عينكه خاكستري رو هم بردار

_ببين فايده نداره...

 من خودم آتيش ٍ دنيامو خاموش كردم

The Reason

صدا.... نور.... حركت!

حركت كن!    هي! با تو ام

بازي كن...

اما بازيگر فقط زل زده....   خشكش زده

كارگردان: چته؟!  چرا نقشتو بازي نميكني؟

بازيگر: هي!    ما داريم چيكار ميكنيم؟؟؟؟


بعضي موقعا خندم ميگيره از اين كارايي كه ميكنيم....


27 بار كلمه ي " ليوان " رو پشت سرهم تكرار كن... با صداي بلند......

آخر سر ميبيني كه ليوان برات معني نداره. انگار فقط داري تكواژ "لي" و "وان" رو بهم ميچسبوني

ميدونم...... ارزش زندگي بيشتر از كلمه ي ليوانه.

ولي براي من بعد از اين همه تكرار ديگه معنيشو از دست داده.


          ((هر كاري كه انسان در زندگي انجام ميدهد بي ارزش است, اما بايد كاري كرد))

نميدونم اين جمله مال كيه ولي فقط با قسمت اولش موافقم...


>> عاشق شخصيت ٍ تيلور توي فيلم ريممبر مي  ام.

>> بچه كه بودم يكي از سرگرمي هاي مورد علاقم اين بود كه بعضي كلمات رو انقدر تكرار كنم تا برام بي معني بشن

>> سر ميز شام الكي ميخندم.. مامان ميگه چته؟ ميگم ما واقعن داريم چيكار ميكنيم؟؟!!

>> خودنويسمو پر كردم با جوهر ٍ مغزم.... بچرخ تا بچرخيم!