Let it be

نورهایی که در خواب دیدم را دنبال کردم

حالا اینجا کنار تو ام

زمان ایستاده..

بگذار غرق شوم

to mary

کاش صدای خنده ات را ضبط کنم برای روز مبادا

برای روزی که پارک قلبم خاکستری شد

تا از بلندگوهایش با صدای بلند پخش کنم..

I'M OK
i think

The last wish; Dying wish

به زحمت ميتوان در ميان ِ اين طوفان و برف، دود ِ دودكش ِ خانه اي را كه از چيز ِ دست نيافتني و غريبي به نام آتش حاصل ميشود حتا در ذهن مجسم كرد...  خبري از مقصد نيست...  حتا يك رد پا كه نشاني از حيات بنماياند...  حتا يك درخت كه در آغوشش بگيرم و نوازشش كنم...  چه رويا هايي در سر پروراندم هنگامي كه از هر تپه به سختي بالا ميامدم و باز از آن بالا منظره اي آبي رنگ و يخ زده ميديدم كه تشخيص مرز بين زمين و آسمان در آن غير ممكن مينمود.... اعضاي بدنم گويي بيگانه اند.. مانند تكه هاي گوشت يخ زده.... پلك هايم سنگين شده اند... ديگر اهميت نميدهم به آنچه ميبينم... ديگر قادر نيستم فكر كنم....  تمام آرزوهايم رنگ باخته اند... آرزوهايي كه به اميد ِ رسيدن به آنها تمام سربالايي ها را پيمودم.... دليل بودنم بودند....  اما اكنون فقط يك آرزو دارم كه همچنان پررنگ بر ضمير ناخودآگاهم فرياد ميكشد...
اي طبيعت.... اي جوهره ي وجود.... اي برف.... مرا در آغوش سپيد ِ خود بپذير.... ميخاهم جزئي از تو باشم.... اگر چه در اين كره ِ خاكي در ميان اين موجودات ِ دوپا كه از پست ترين ِ موجودات اند زيسته ام و چركين شده ام اما ميخاهم به اصل خود بازگردم..... اي طبيعت... اي جوهره ي وجود مرا بپذير...


                                                                                                          89/10/24

Cum on, Block me, I'm done

F**K YOU I WON'T DO WHAT YOU TELL ME


 Block our blogs

Block our mouth

  But our minds.....

Summer is miles and miles away


The snow has fallen and raised this white mountain
on which you will die and fade away in silennnnnce



my photos

winter

snow

Agalloch

Opeth

 


ادامه نوشته

1- The Funeral

امروز تشييع جنازه بود
امروز حباب ِ ناداني با اشاره ي مرگ در هم شكست....
تا همه جا با بوي تلخ حقيقت پر شود

pale being.....

ديگر چيزي برايم نمانده

تكه هاي خرد شده ي وجودم را به دوش گرفته ام

نميدانم.... آيا خورشيد از تابيدن خسته نشده است؟؟

آيا كوه ها از ايستادن.. بادها از وزيدن.... درخت ها از سايه انداختن و آدم ها از بودن به پوچي ِ كار ِ بيهوده شان پي نبرده اند؟

حيرت زده ام..... وقتي از پشت پنجره به همه ي اينها نگاه ميكنم.... از درون ِ خودم...

كاش ميشد زندگي را مثل سيگاري كشيد و زير پا له كرد...

 

ديگر چيزي برايم نمانده

تكه هاي خرد شده ي وجودم را به دوش گرفته ام

 

من برنده شدم

تمام رازهايت را فهميدم

اما من صورتكم را با تمام خاطراتم آتش زدم

و حالا پاداشم را ميخواهم

رشته هاي شيميايي

دانه هاي سبز

 

به گمانم تو برنده شدي...

چون من درون ِ اين مكعب ِ تاريك دنبال روشنايي ميگردم

Scythe of Death

چه لغت بیمناک و شور انگیزی است! از شنیدن آن احساسات جان گدازی به انسان دست می دهد: خنده از لب ها می زداید، شادمانی را از دل ها می برد، تیرگی و افسردگی آورده، هزار گونه اندیشه های پریشان از جلو چشم می گذراند. زندگانی از مرگ جدایی ناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود نخواهد داشت. از بزرگترین ستاره آسمان تا کوچک ترین ذره ی روی زمین دیر یا زود می میرند: سنگ ها، گیاه ها، جانوران هر کدام پی در پی به دنیا آمده و به سرای نیستی ره سپار شده، در گوشه ی فراموشی مشتی گرد و غبار می گردند. زمین لاابالانه گردش خود را در سپهر بی پایان دنبال می کند؛ طبیعت روی بازمانده آن ها دوباره زندگانی را از سر می گیرد: خورشید پرتو افشانی می نماید، نسیم می وزد، گل ها هوا را خوشبو می گردانند، پرندگان نغمه سرایی می کنند، همه ی جنبندگان به جوش و خروش می آیند. آسمان لبخند می زند، زمین می پروراند، مرگ با داس کهنه ی خود خرمن زندگانی را درو می کند ...


                                                                                                       صادق هدايت

Frosted Leaves

  Frosted Leaves بند ِ گاثيك متال ايراني كه يك سالي هست تشكيل شده و يه آلبوم هم منتشر كردن.

كارشون خيلي خوبه در سبك ِ خودشون و به گوش دادنش مي ارزه. آلبومشون روي سايت براي دانلود گذاشتن

 

www.frosted-leaves.com

ترك ِ Heretic Anthem بنظرم قوي تر كار شده.