ميشنوم , صداي جان دادن برگ را

نظاره ميكنم , مقابله ي ارتش سياهان و سفيد ها را كه حاصلش جرقه اي برق آساست

پرنده ي آشنا كم كم باز مي گردد...

مي بويم , حس‌‌ ِ غم ناك ِ پاييز را


نامه اي خواهم نوشت به دوردست ها ... به آنسوي تپه ها... آنجا كه طبيعت زير پاي بشر له نشده.... آنجا كه كلاغ ها مترسك را اعدام ميكنند.

>> معجزه اي ديگر متولد خواهد شد...

     آگالوچ..گروهي كه با تمام وجود حسش ميكنم و زير ِ برف و بارون باهاش زندگي كردم تا 2 ماه ديگه آلبوم ِ

     جديدي ارائه ميكنه.  بي صبرانه منتظريم.

به راستي كه موسيقي بزرگترين اختراع بشر بوده است